قالب وردپرس قالب وردپرس آموزش وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس
خانه / دانلود رایگان / لغات متشابه در زبان انگلیسی (قسمت دوم) را آموزش دیده اید؟
لغات متشابه در زبان انگلیسی

لغات متشابه در زبان انگلیسی (قسمت دوم) را آموزش دیده اید؟

لغات متشابه در زبان انگلیسی

لغات  متشابه زبان انگلیسی به سه دسته تقسیم می شوند.

Homophones:  Two (or more) words that sound the same, but have different spellings.

دو یا چند کلمه که تلفظ یکسان ولی املای متفاوتی دارند.

Homonyms:  Two (or more) words that are spelled the same & sound the same, but have different meanings.

دو یا چند کلمه که املای یکسانی دارند و تلفظ آن ها نیز مشابه است ولی معانی آن ها متفاوت است.

Heterophones:  Two (or more) words with the same spelling, but different sounds and different meanings.

دو یا چند کلمه که املای مشابهی دارند اما دارای تلفظ و معانی متفاوتی هستند.

 

دسته اول در مطلب قبلی توضیح داده شد در این مطلب به بررسی دو دسته دیگر می پردازیم.

 

دسته دوم : Homonyms

Homonyms

example

Meaning 3

example

Meaning 2

example

Meaning 1

word

Don’t bark son.

صدای سگ درنیار پسرجان

(v.) to make a dog sound

صدای سگ در آوردن

Don’t engrave on the bark.

روی پوست درخت حکاکی نکنید.

  (n.) the outer covering of a tree

پوست درخت

bark

I can’t bear this condition anymore.

من دیگه نمی تونم این وضع رو تحمل کنم.

(v.) to endure

تحمل کردن

Kangaroos carry their babies with them.

کانگرو ها بچه هایشان را با خودشان حمل می کنند.

(v.) to carry

حمل کردن

Bear is a very big animal.

خرس حیوان بسیار بزرگی است.

(n.) animal

حیوان خرس

Bear

 

 

He wore a suit and bow for his wedding.

او برای عروسیش ت و شلوار و پاپیون پوشید.

(n.) ornament made with ribbon

پاپیون

Take your bow and arrow and let’s have a competition.

تیر و کمانتو بردار و بیا مسابقه بدیم.

(n.) weapon used with arrows

سلاحی که با تیر استفاده می شود

Bow

/bou/

 

 

Japanese bow a lot to show their respect and politeness.

ژاپنی ها برای نشان دادن احترام و ادبشان تعظیم می کنند.

(v.) to bend at the waist

از کمر خم شدن، تعظیم کردن

Let’s go to the bow.

بیا بریم به قسمت جلویی قایق

(n.) forward part of a boat

قسمت جلویی قایق

Bow

/bau/

 

 

The kids tried their best to fly the kite really high.

بچه ها خیلی تلاش کردن که بادبادک را خیلی بلند به پرواز دربیارند.

(v.) to soar in the air (in the sky)

اوج گرفتن در هوا (آسمان)

I tried to focus on my studying but the fly’s noise was too disturbing.

من سعی کردم که روی مطالعه م تمرکز کنم ولی صدای مگس خیلی مزاحم بود.

(n.) an insect

نوعی حشره

(مگس)

fly

 

 

This pencil’s lead is red.

نوک این مداد قرمز است.

(n.) graphite in pencils

گرافیت داخل مداد

(نوک مداد)

Lead is a very practical metal in industry.

سرب در صنعت فلز بسیار کاربردی است.

(n.) a heavy, soft metal

فلزی نرم و سنگین (سرب)

Lead

/led/

This box is really light.

این جعبه واقعا سبک است.

(a.) not heavy

غیر سنگین، سبک

Turn off the light, please.

لامپ را خاموش کن لطفا.

(n.) lamp

لامپ

There’s no light in the room.

هیچ نوری در اتاق نیست.

(n.) form of energy

نوعی از انرژی

(نور)

Light

 

 

It’s better to park the car in the parking not in the street.

بهتر است ماشین را در پارکینگ پارک کنی، نه در خیابان.

(v.) to stop a vehicle

نگه داشتن وسیله نقلیه،

پارک کردن

We go to park every weekend.

ما آخرهفته ها به پارک می رویم.

(n.) recreational placeمکان تفریحی، پارک

Park

In the photo, the girl standing on the right is me.

در عکس دختری که سمت راست ایستاده من هستم.

(a.) opposite of left

مخالف چپ، راست

Well done! You answer is right.

آفرین! پاسخت صحیح است.

(a.) correct

صحیح، درست

You don’t have the right to go out.

تو اجازه نداری که بری بیرون.

(n.) permission

اجازه

Right

I don’t like rock music.

من موسیقی راک دوست ندارم.

(n.) a kind of music

نوعی موسیقی، راک

Please stay still and don’t rock.

لطفا بی حرکت بمان و تکان نخور.

(v.)  to move back and forth

به سمت جلو و عقب حرکت کردن، نوسان کردن، تکان دادن

The water hit the rocks and made beautiful sound.

آب به صخره ها می زد و صدای زیبایی می ساخت.

(n.)  a stone

سنگ، صخره

Rock

 

He rows really fast to win the competition.

او برای اینکه بازی را ببرد بسیار سریع پارو می زند.

(v.) to propel a boat with paddles

حرکت دادن قایق با پارو، پارو زدن

Your seat is in the second row.

جای شما در ردیف دوم است.

(n.) a line of items

صفی از آیتم ها، ردیف

row

پیشنهاد زبان برتر: کلمات مشابه در زبان انگلیسی را می شناسید؟(قسمت اول)

دسته سوم: Heterophones

Heterophones

example

meaning

Word

example

meaning

word

Lead is a practical metal.

سرب فلزی کاربردی است.

a heavy, soft metal

فلزی نرم و سنگین، سرب

lead  /led/

The coach leads the players perfectly.

مربی بازیکنان را بسیار عالی راهنمایی می کند.

to show the way

نشان دادن راه، راهنمایی کردن

lead  /leed/ or /li:d/

You need to polish your shoes.

تو باید کفش هایت را واکس بزنی.

 To make something shiny

چیزی را براق کردن و جلا دادن

polish  /pah-lish/

Her husband is Polish.

همسر او لهستانی است.

Person from Poland

شخصی اهل کشور لهستان، لهستانی

Polish  /poh-lish/

I read his letter last night.

من نامه ی او را دیشب خواندم.

past tense of read

گذشته فعل خواندن

read  /red/

My sister reads a lot of books.

خواهر من کتاب های زیادی می خواند.

To look at written language

خواندن

read  /reed/ or /ri:d/

Please don’t tear apart that paper.

لطفا اون برگه رو پاره نکنید.

Rip

پاره کردن

tear  /tehr/

Drop no tears behind his back.

پشت سرش اشک نریز.

a drop of eye fluid

قطره ای از مایع چشم، اشک

tear  /teer/ or /ti:r/

The wind winds the windmills.

باد بادگیر ها را چرخاند.

Turn

چرخیدن

wind  /waind/

I felt the wind in my hair.

باد را در موهایم حس کردم.

Breeze

باد ملایم، نسیم

wind  /wind/

برای دانلود رایگان این مطلب بر روی دکمه زیر کلیک کنید.

دانلود رایگان لغات متشابه در زبان انگلیسی- قسمت دوم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *